خرید بک لینک



هوای تو

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم

عاشق شدن چه سود كه نبينم رخ مهت

با عقل ، آب عشق به یک جو نمی رود

بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

دیشب سرم به سجاده وصال ، و باز

صبح است و سیل خون نشسته به سجاده ام

پروانه را شکایتی از جور شمع نیست

عمری است در هوای تو می سوزم و از فراغ




برچسب: نویسنده: سید اکبر حسینی تاريخ: شنبه 25 خرداد 1387 ساعت: 2:55

صفحه بندی